شيخ ذبيح الله محلاتى
231
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
حاجت خويش را بيان كن كه اگر همه نصف مملكت است از تو دريغ ندارم استر عرض كرد كه اگر ملك با كنيزك خود از در عنايت است مسئلت من آنست كه بر جان و زندگانى خويشان من ترحم فرمائيد چه اينك من با همه خويشان و قبايل يهود در معرض قتل و هلاكت باشيم كاش ما در ذل بندگى و كنيزى بوديم و سالم مىزيستيم سلطان غرق تعجب گرديد فرمود كدام كس باشد كه در حق تو و خويشان تو قصد سوئى بنمايد استر گفت اينك ماهان است كه دشمن جان من و قبيله من است و صورت حال را معروض داشت هامان هراسناك گرديد و سلطان در خشم شد و از جاى برخواست و روى به ماهان كرده فرمود كه اين ملكه كه در سراى من است اهانت مىكنى ماهان چهره او از ترس تاريك گرديد يكى از جوارى چون خشم سلطان را با ماهان بديد فرصت غنيمت شمرده پيش آمد و زمين ادب ببوسيد گفت اين ماهان دوش دارى بر سرپا كرده كه پنجاه ذراع ارتفاع دارد كه مردخاى را بر سر آن دار بنمايد براى اينكه از خانه بيرون آمده و مردخاى از او احترام نكرده سلطان گفت ماهان را بر سر همان دار بنمائيد ملازمان ريختند و ماهان را بر سر دار كردند و سلطان مردخاى را طلبيد و خاتم خويش را به دو داد و استر او را وكيل در همه امور خود گردانيد تا بهر بلد و مدينهاى منشورى نگاشتهاند كه تمامت بنى إسرائيل در مهد امان هستند و حكم سلطان است كه هركه با ايشان خصومت ورزد جهان را از وجودش پاك بنمايند آل يهودا همه مسرور گرديدند و آن روز را عيد قرار دادند و آن همان روزى بود كه ماهان حكم قتل تمامت بنى إسرائيل را داده بود چون حكم سلطان بتمامت بلاد و ممالك رسيد از آل ماهان و عمالقه هرك را يافتهاند سر از تن برداشتهاند تا اينكه هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را بقتل رسانيدند و پادشاه همهروزه بر جلالت مردخاى بيفزود و دانيال پيغمبر را نيز مكرم و محترم مىداشت